آموزش جنين در دوران بارداري، افزايش هوش و يادگيري، حس بویایی ، چشایی ، شنوایی در جنین

ناحیه کاربری
رمز را فراموش کرده ام   عضویت

 

آموزش جنين در دوران بارداري، افزايش هوش و يادگيري

 

fetus-health.jpg

 

   تا سالها قبل تعريف نوزاد موجودي دوست داشتني ولي ناتوان، مادون انساني، كودن و فاقد احساس بود و به همين ترتيب هم با آنها رفتار ميشد. طي 25 سال گذشته روانشناسان و جنين شناسان آمريكايي و ژاپني تحقيقاتي در زمينه جنين انجام داده اند كه نتايج آن حيرت آور است به طوري كه اين قرن، قرن نوزادان خوانده شده. اين مطالعات نحوه شكل گيري سيستم عصبي و مغز را از 2 هفتگي روشن ميكند.

 


جنين داراي سيستم عصبي فوق العاده پيچيده اي است كه تا 3 سالگي در حال ضبط كليه حركات اصوات تصاوير مزه ها و بو هاست.يك جنين در هفت ماهگي بيشترين سلولهاي مغزي را دارد از ماه هشتم  اين سلولها شروع  به از بين رفتن می کنند.

حالا بحث بر سر اين هست كه آیا ما ميتونيم اين روند را كند كنيم ؟ پاسخ مثبت است، با تحريك قسمتهاي مختلف مغز جنين و نوزاد كه هر كدام راهكارهاي مختلفي دارد. اين تحريك باعث ميشود كه ارتباطات بين سلولهاي عصبي بر قرار شده و وقتي اين اتفاق افتاد سلولهايي كه فعال شده اند ديگر از بين نميروند. يعنی مغز اين قانون را دارد كه هر سلولي بلا استفاده ای حذف شود. حال هر چه تعداد سلول هايي كه زنده اند و تعداد اتصالات آنها با هم بيشتر باشد كودك هوش و يادگيري بالا تري خواهد داشت.

 


شروع كارهايي كه باعث تحريك سلول هاي مغزي ميشود تقريباازماه پنجم است چون معتقدند كه از حدود هفته 18 جنين مي تواند صدا را بشنود. صدايي كه جنين ميشنود صداي قلب مادر است اگر ما بتونيم يك صدايي با تم قلب مادر ولي با ريتم متفاوت ايجاد كنيم اين تفاوت توجه نوزاد را جلب مي كند.

مغز نوزاد داراي قسمتهاي مختلفي است كه هر كدام با فعاليت خاصي ارتباط دارد ،مثلا بخش درك موسيقي با بخش درك متن يا آوا در دو قسمت مختلف هستند يا بخش ديداري و چشايي. پس  بايستي با تمرين هاي مختلف و متناسب هر بخش را تحريك كرد تا سلول هاي مغز در همان بخش بيشتر وبا اتصالات بيشتري شكل يابند.

كلا اعتقاد بر اين است كه چهار راه براي جلوگيري از بين رفتن سلول هاي مغزي جنين وجود دارد :


1: ايجاد محرك محيطي(اهميت صدا و لمس) مانند:موسيقي، صدا (شامل حرف زدن با جنين) ، لمس (شامل استفاده از حركات ريتميك وضربه زدن) و نور (يك چراغ قوه را 3-4 بار روشن و خاموش كنيد )

2: رژيم غذايي شامل: اسيد هاي چرب ضروري كه20 درصد مغز را مي سازد ميوه هاي تازه و سبزيجات  و غذاهاي سرشار از كلسيم

3: آرامش مادر شامل:ورزش هاي ملايم مثل يوگا( كه باعث گردش مواد غذايي وحركات بدن موجب تحريك سلول هاي مغزي جنين مي شود علاوه بر آن به دليل هماهنگي كودك با بدن مادر از هفته 3 به بعد كودك هم به نوعي يوگا ميكند) ، نداشتن استرس ، استراحت کافی و...

4: اجتناب از آلودگي مانند: دوری از سیگار(سيگار با پایین آوردن اكسيژن ،IQ را حدود 10-15 درصد کاهش ميدهد )، محيط هاي آلوده شيميايي و...

 

57546.jpg



دكتر رنه دكار از دانشگاه هاروارد كاليفرنيا از سال 1979 روي 3000 كودك در داخل رحم كار كرده و آنها را بعد از به دنيا آمدن زير نظر داشته است .او به چهار نتيجه زير در مورد كودكاني كه در رحم روي آنها كار شده رسيده:


1. زمان بندي : زمان حساس از 5 ماهگي شروع و تا 2 سالگي ادامه مي يابد، در صورتيكه اين زمان از دست رود ديگر قابل جبران نيست مثلا كودك در زمان تولد چشمهايش را باز ميكند و تصاوير و نور باعث ميشود قسمت خاص ديدن تصاوير در مغز فعال شود اگر يك هفته بعد از تولد چشم كودك را ببنديم و هيچ نوري به آن نرسد هيچ ييامي از چشم به مغز مخابره نميشود و كودك تا ابد كور خواهد بود !!! اين كوري نه به خاطر ضعف يا مشكل چشم بلكه به خاطر از بين رفتن سلول هاي نرون و مغز در قسمت بينايي است.



حال چيزهايي مثل درك موسيقي /ادبيات /سخنراني /رياضي/زبان دوم و...... هم همين حالت را دارد اگر زمان آن از دست برود ديگر قابل جبران نيست.

2.جهت گيري : كودكاني كه آموزش هاي جنيني گرفته اند بهتر با جهان خارج ارتباط برقرار ميكنند.

3.تحرك : كودكان آموزش ديده كنترل بيشتري روي حركات خود دارند.

4.احساسات : كودكان آموزش ديده آرامتر، هوشيارتر و شادتر ديده شده اند.



كمتر از دو هفته بعد از تشكيل نطفه آن بخش از سيستم عصبي جنين كه مربوط به قوه جاذبه و تعادل در فضا است يعني سيستم گوش داخلي شكل ميگيرد. همين سيستم هماهنگي بين حركات مادر و جنين را ايجاد ميكند. اگر مادر برقصد جنين نیز تغيير وضعيت -سرعت و جهت حركت مادررا احساس ميكند و ميكوشد كه با آن موازنه ايجاد كند. اگر شما برقصيد جنين شما خواه يا ناخواه ناگزير به رقص است .به همين دليل يوگا يكي از راههاي خوب براي تحريك سيستم عصبي كودك است.

 


برنامه ريزي جنين براي موازنه با شما فعاليت مغز او را افزايش ميدهد و مغز پيچيده تري براي او ايجاد ميكند  البته تعداد و زمان اين حركات بايد حساب شده باشد چون جنین زود خسته شده و بايد استراحت كند.

مغر انسان از دو قسمت چپ و راست تشكيل شده است :
سمت راست =خودآگاه
سمت چپ = نا خودآگاه



اعمال نا خودآگاه ، مثلا ما فارسي حرف ميزنيم و حتي خواب فارسي ميبينيم ولي به قواعد دستور زبان يا كاربرد كلمات فكر نميكنيم اين يعني در ناخود آگاه ضبط شده است يا مثلا رانندگي در ابتدا خود آگاه است و سمت راست مغز را درگير ميكند ولي بعد از مدتي به سمت چپ مغز منتقل ميشود و ما بدون اينكه فكر كنيم رانندگي ميكنيم و ممكن است در حين رانندگي چند كار ديگر هم انجام دهيم.


حالا نكته جالب اين است كه از 3 سالگي سمت راست مغز جلوي سمت چپ قرار ميگيرد و هر چيزي بايد اول در سمت راست شكل گيرد بعددر صورت تكرار زياد به سمت چپ منتقل شود (مثل ياد گيري زبان دوم از دبستان به بعد) .

ولي از 5 ماهگي جنين درون رحم تا 3 سالگي سمت راست مغز خيلي فعال نيست و هر چيزي كه كودك ميبيند و ميشنود در سمت چپ مغز ضبط ميشود و بعدا ناخودآگاه انسان را ميسازد كه تا آخر عمر همراه اوست و ديگر به سختي قابل تغيير است و بسياري از اعمال انسان را اين ناخودآگاه شكل ميدهد.

 

تلاش والدين بايد اين باشد كه ناخودآگاه را پر از خاطرات شيرين و آموزشی كنند. كودكان در اين سن ميتوانند زبان دوم بياموزند، خواندن از روي متن را بياموزند، حتي رياضيات را در حد چهار عمل اصلي بياموزند.

مفاهيمي كه ميتوان در دوران جنيني به كودك آموخت:


لمسي :          نوازش - ماليدن


حركتي :        جنبيدن - برخاستن


صوتي :         موسيقي - سروصدا - آواز


عملكرد بدن :   سرفه - سكسكه


تصويري :      تاريكي - روشني


دمايي :          سرما - گرما


حركات جنين : لگد زدن


آموختن هر كدام از اين مفاهيم زمان و تمرين خاصي دارد.


آموختن اين مفاهيم به جنين كمك ميكند كه قبل از تولد درك صحيح تري از محيط بعدي خود و جهان داشته باشد و اين موضوع را كه غير از رحم فضاي ديگري در جهان وجود دارد را درك كند




 

 
حس چشايي در جنين

 


جنین در هفته 12 شروع به بلعيدن ميكند.آنها 25 هفته قبل از تولد حش چشايي را درك ميكنند و در خلال اين مدت عمدتا مايع آمنوتيك اطرافشان را مي چشند. اين مايع تركيبي از مواد مختلف است كه ذايقه كودك را به كار واميدارد .جنين در سه ماهه سوم هر ساعت 15 تا 40 ميلي ليتر از مايع آمنيوتيك را مي نوشد اگر بلع به طور طبيعي انجام شود جنين درشت و اگر كم باشد جنين ريز ميشود .


اگر مايع تلخي به مايع امونيوتيك تزريق كنيم جنين دست از خوردن ميكشد و اگر چيز شيريني تزريق كنيم ميزان بلع بعضي جنين ها تا 2 برابر ميشود.الكل و نيكوتين عمل بلع را متوقف ميكند.


 

چند نتيجه


1. ميتوان با خوردن مزه هاي مختلف در دوران بارداري كوذك را با آن مزه ها آشنا كرد و بخش هايي از مغز جنين را تحريك كرد. ديده شده كه جنین با خوردن شيريني توسط مادر به حركت در آمده است.

2.خوردن زياده از حد مواد شيرين در دوران بارداري، شيريني دوستي را در نوزاد و بعد ها فرد افزايش ميدهد كه ميتواند باعث چاقي و بيماري باشد پس در خوردن شيريني در دوران بارداري زياده روي نكنيد ولي هر از گاهي مزه آنرا به جنين بچشانيد .

3.فاصله بين خوردن يك مزه يا غذا تا رفتن آن به خون و بعد به مايع آمينوتيك بين 15-30 دقيقه است پس فاصله گذاري بين مزه ها را رعايت كنيد.

4.در مايع آمينوتيك جنين شما ادرار جنين هم وجود دارد (اوره و اسيد اوريك) پس لطفا با خوردن آب زياد به رقيق شدن مايع و دفع سريعتر ادرار و چرخش بهتر مواد در مايع آمنوتيك كمك كنيد .

5.جنين شما از هفته 15 انگشت خود را می مکد كه اين به تقويت حس چشايي كمك ميكند .

6. جنین به ترتيب این مزه ها را ترجیح ميدهد:شيرين -شور-تلخ -ترش .اما ميزان تاثير گذاري و تحريك مزه هاي تلخ و ترش بيشتراست.

 



 

شنوايي در جنين

 
شنوايي پيوند صوتي ميان شما و نوزادتان و پلي براي ياد گيري و ايجاد ارتباط با دنياي خارج است.  بررسي و بازيابي اصوات، به حرف آمدن و تسلط بر ادبيات و گستردگي دايره لغات را ايجاد ميكند .شنوايي پيش از تولد به منزله خط تلفني است كه مكالمات خوانوادگي را ممكن ميسازد .

در هنگام تولد شنوايي كامل ترين حس جنين است و سلول هاي شنوایي كاملا شكل گرفته اند . جنين از 18 هفتگي ميشنود،در 28 هفتگي نسبت به صدا واكنش و حتي عكس العمل عضلاني نشان ميدهد. يكي از اولين علايم شنوايي در جريان پخش موسيقي براي جنين هاي 4 تا 5 ماهه در زايشگاه مادران لندن به اثبات رسيد.موسيقي بتهوون -برامس- راك تند آنها را بيقرار ميكرد و موسيقي ويوالدي و موتزارت به آنها آرامش ميداد.

جنين ها به ما ميگويند كه از صداهاي خيلي بلند خوششان نميآيد ولي نه آنكه خواستار سكوت باشند.
در گريه نگاري از نوزادان دكتر هنري ترابي در استكهلم كشف كرد كه نوازادان در نوع گريه خود داراي لهجه هستند كه آنرا از گويش مادر در هنگام حاملگي مي آموزند.

در دوران حاملگي جنين براي شنيدن صداي مادر مجهز تر است چون صداي مادران ريز تر است و صداي پدران بم تر .بخش هاي مربوط به شنيدن صداهايي با فركانس بالاتر تا پيش از تولد كاملا رشد كرده اند ولي بخشهاي شنيدن صداهاي بم تا قبل از سن بلوغ به درستي تنظيم نميشوند.

جنين به دو وسيله ميشنود


1.رساناي هوايي (صوت از خارج وارد بدن شود و شنيده شود)


2.رساناي استخواني ( لرزه هاي صوت از طريق حلق و ناي از طريق اعضاي داخلي به جنين ميرسد و رحم اتاقك صدا تبديل ميشود.


جنين بيشتر از طريق رساناي استخواني ميشنود پس هر چه مادر ميگويد براي جنين مفهوم تر است .

پدر هاي عزيز براي صحبت كردن با جنین بايد دهان را در نزديكي شكم مادر قرار دهند و شمرده و ریز صحبت كنند. اگر صداي شما خيلي زير -خشمگين -اضطراب آور باشد ممكن است كودك ياد بگيرد از آن بترسد يا آنرا تكرار كند. ليكن بيشترين صدايي كه جنين شما ميشنود صداي قلب شماست.شما با آرامش خود صدايي ملايم را براي او ايجاد ميكنيد ولي اگر دايما مضطرب باشيد كودك از طريق صداي قلب و هماهنگي با ترشح آدرنالين در خون شما دايما مضطرب است .جنين از صداهاي ناگهاني مثل خوردن در به هم و .... به شدت ميترسد .

از هفته 18 به بعد با همسرتان دعوا نكنيد چون جنین ميشنود و تحقيقات نشان داده ضربان قلب جنین در هنگام دعواي پدر و مادر تا 2 برابر شده، حتي گزارش سقط جنين پس از دعواي سخت هم شده است.


پروفسور سلك آزمايش معروفي را به صورت پخش صداي ضربان قلب در شيرخوارگاه يك بيمارستان ترتيب داد.
او مقدار غذاي مصرفي و ميزان اضافه وزن كودكان را تحت نظر گرفت.براي يك گروه از نوزادان صداي ضربان قلب با صداي طبيعي 72 ضربه در دقيقه پخش ميشد .او واكنش هاي قابل سمع آنها را با ميكروفن ضبط ميكرد .


وي نتيجه را با عملكرد گروه مشابه كه ضربان قلب را نشنيده بودند مقايسه كرد .70 درصد نوزاداني كه ضربان قلب را شنيده بودند با مصرف غذاي يكسان وزن بيشتري پيدا كرده بودند .آنها همچنين بهتر به خواب ميرفتند و كمتر گريه ميكردند. همه اين اتفاقات به خاطر اين بود كه آنها در دوران جنيني به صداي قلب مادر عادت كرده بودند و اين صدا در صورت آرامش مادر برايشان آرامبخش بود.
در آزمايشي ديگر سالك مدتي صدايي با ضربان 128 ضربه در دقيقه پخش كرد .نوزادان نتوانستند تحمل كنند آنها به قدري ناراحت شدند كه ناگزير آزمايش متوقف شد.

 

 



 

حس بويايي درنوزاد

بويايي در انسان مانند شنوايي و بينايي قوي نيست ولي در نوزادان ديده شده كه  به سرعت بوي مادر را شناسايي ميكنند و اين اطلاعات مانند حلقه رابط ميان مادر و كودك عمل ميكند. آزمايشات در اولين روزهاي بعد از تولد نشان ميدهد كه اگر دستمال استفاده شده و استفاده نشده مخصوص پستان مادر را در دو طرف سر نوزاد قرار دهند نوزاد غالبا به سمت دستمال استفاده شده ميچرخد.

اگر از سينه خود به نوزاد شير ميدهيد او به سرعت بوي خاص زير بغل شما را تشخيص ميدهد .آزمايش ها از نوزادان دو هفته اي كه از شير مادر تغذيه ميكردند و آنهايي كه از شير خشك تغذيه ميكردند نشان داد نوزاداني كه از شير خشك تغذيه ميكنند نميتوانستند بوي مادر را تشخيص دهند.


توصيه اين است كه در ابتداي تولد نوزاد تا زماني كه او را شير ميدهيد از عطر و مخصوصا اسپري زير بغل خيلي كم استفاده كنيد،  بگذاريد كودك شما به بوي طبيعي شما خو بگيرد .ممكن است تغيرات بو اين حس را در كودك ايجاد كند كه با افراد مختلفي ارتباط دارد و پيوند عاطفي ميان كودك و مادر كمرنگ شود